آیا ایران می تواند تنگه هرمز را ببندد ؟

آیا ایران می تواند تنگه هرمز را ببندد؟

تنگه هرمز باریکه دریایی خمیده شکلی است که در منتهی‌الیه شرقی خلیج فارس واقع شده است و فلات ایران را از شبه جزیره عربستان جدا می‌کند و آب‌های خلیج‌فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند پیوند می‌دهد. این تنگه یک فرورفتگی از دوره سوم زمین‌شناسی است که ادامه رشته کوه‌های جنوبی ایران به شبه جزیره مُسَنْدَم را قطع می‌کند. کف دریا در تنگه هرمز شیب نسبتاً تندی در جهت شمالی ـ جنوبی دارد. با به کارگیری نفتکش‌های سنگین در دهه‌های اخیر، عبور و مرور این نفتکش‌ها به ژرف‌ترین بخش تنگه‌هرمز در نزدیکی کرانه‌های مسندم منحصر شد. تا سال 1358 راه کشتی‌های نفتکش در تنگه‌هرمز، از میان جزیره قوئین کوچک و کرانه‌های صخره‌ای جزیره مسندم می‌گذشت.
در این سال، دولت عمان به سازمان مشاوره دریایی بین‌المللی (ایمکو) اعلام کرد که نمی‌تواند سلامت کشتی‌هایی را که از میان صخره‌های جزیره قوئین کوچک و صخره‌های جزیره مسندم عبور می‌کنند، تضمین کند و خواست تا مسیر کشتیرانیِ شمال جزیره السلامه تا مرزهای دریایی با ایران را به رسمیت بشناسد.
از آن تاریخ 2 مسیر دریایی برای عبور نفتکش‌ها در شمال و جنوب و به موازات هم در میان جزایر قوئین (قوئین بزرگ و قوئین کوچک) و مرزهای ایران و عمان در نظر گرفته شد.
«تنگ ترين معبر خليج فارس در اين تنگه داراي ۴۶‎/۶۹كيلومتر پهنا است و كوتاه ترين فاصله بين ساحل شمالي و جنوبي ، بين : «جزيره ايراني لارك در شمال و جزيره عماني (قوين بزرگ ) در جنوب تنگه هرمز ۳۹كيلومتر برابر با ۲۱ مايل است كه آب هاي كرانه اي ۱۲مايلي دو كشور در آن تداخل مي يابد». و بدين ترتيب حدود آب هاي ساحلي ايران و گستره قلمرو دريايي ايران از جزيره لارك در اين منطقه تا حدود ۲۰كيلومتري ساحل جنوبي تنگه هرمز در جزيره قوين عمان وسعت مي يابد.
كشور ايران با توجه به وجود جزاير ايراني در ميانه تنگه هرمز و محاسبه خط كرانه هاي همه جزاير ايراني و عماني طبق قرارداد مرزي ايران وعمان درمورخ ۲۰ ژوئيه ۱۹۷۴ «كه از تاريخ ۲۸ مه ۱۹۷۵ به اجرا درآمده است» داراي مالكيت سياسي و جغرافيايي در قسمت اعظم اين تنگه است.
لازم به يادآوري است، با توجه به اعمال حاكميت مجدد ايران بر جزاير تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي و به دنبال ، اعلام توافق آذرماه ۱۳۵۰ بين ايران و شارجه مقررات ۱۲مايل آبهاي ساحلي ايران در مورد ابوموسي، به اجرا درآمد كه با اجراي اين مقررات حدود آبهاي ساحلي ابوموسي را تا سرحد تداخل با آبهاي كرانه اي امارات ام القوين گسترش داد.
وجود انبوه جزاير استراتژيك ايراني، علاوه بر آن كه موجب افزايش وسعت آب هاي ساحلي ايران مي باشند، همواره به عنوان پايگاه هايي جهت كنترل ايران بر اين آبراه و اين تنگه مهم داراي ارزش فوق العاده هستند، جزاير لارك، قشم، هرمز، هنگام و در ادامه جزاير تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي، اين توانمندي را تقويت نموده و تنگه هرمز را همچنان در تسلط ايران قرار مي دهد.
فاصله جزاير ايران از يكديگر و سواحل خليج فارس به اين شرح است:
فاصله هرمز تا لارك ۱۸ كيلومتر، فاصله لارك تا ساحل عمان ۵۰ كيلومتر، فاصله جاسك تا نجيره در شرق مسندم ۱۵۰ كيلومتر، فاصله جزيره هنگام تا رأس الخيمه ۹۰ كيلومتر (الحيات)، فاصله رأس الخيمه تا تنب بزرگ ۷۴ كيلومتر، فاصله جزيره هنگام تا تنب بزرگ ۶۴ كيلومتر، فاصله جنوب غربي قشم تا تنب بزرگ ۲۹ كيلومتر، فاصله تنب بزرگ تا ابوموسي ۴۴ كيلومتر، فاصله ابوموسي تا سيري ۵۵ كيلومتر، فاصله فارور تا ساحل ايران به خط مستقيم ۲۹ كيلومتر، فاصله بني فارور تا كيش ۴۸ كيلومتر، فاصله كيش تا ساحل (گرز) ۱۷ كيلومتر، فاصله كيش تا جزيره هندورابي ۲۸ كيلومتر و فاصله هندورابي تا لاوان ۲۴ كيلومتر.
اقدامات كشورهايي مانند عربستان جهت كاهش ارزش استراتژيكي تنگه هرمز «مانند طرح خط لوله نفتي به طول ۱۲۸۷ كيلومتر از منطقه احسأ و قطيف كه با حداكثر ظرفيتي برابر ۱‎/۸ تا ۳ ميليون بشكه در روز، نفت اين كشور را به ساحل درياي سرخ مي رساند و يا اقدامات و طرح هاي عراق جهت انتقال نفت خود از طريق خط لوله از راه تركيه به ظرفيت روزانه ۱‎/۲ ميليون بشكه (توافقنامه ۱۹۸۳) و قرارداد با عربستان سعودي در سال ۱۹۸۵ به ظرفيت روزانه ۱‎/۲ ميليون بشكه و قرارداد ديگري با تركيه با ظرفيت روزانه يك ميليون بشكه جمعاً در حدود ۴ ميليون بشكه هيچ گاه نتوانسته اهميت استراتژيك خليج فارس و تنگه هرمز را كاهش داده و در برابر اين موقعيت طبيعي كشور ايران به صورت جدي مطرح گردد و تنگه هرمز كماكان محل اصلي عبور 40درصد نفت مورد نياز جهان به شمار مي رود.

تنگه هرمز در باريکترين قسمت 34 کيلومتر عرض دارد. پهناي گذرگاهي که کشتي ها در آن رفت و آمد مي کنند تنها 9 کيلومتر است که با در نظر گرفتن 3 کيلومتر منطقه حائل ميان کشتي هايي که در جهت مخالف از کنار يکديگر عبور مي کنند، عرض اين گذرگاه دريايي در هر جهت تنها 3/2 کيلومتر است.اين تنگه تنها گذرگاه دريايي است که مناطق وسيعي از کشورهاي صادرکننده نفت حاشيه خليج فارس را به آب هاي آزاد متصل مي کند. بيش از 90 درصد نفت صادره از خليج فارس و يا به عبارتي نزديک به 17 ميليون بشکه نفت در روز از اين تنگه عبور مي کند. با توجه به اينکه نزديک به دو پنجم نفت دنيا از طريق تنگه هرمز به بازارهاي جهاني فرستاده مي شود، اين تنگه يکي از شراين اصلي نفتي دنيا محسوب مي گردد. با توجه به اين حقايق، اگر تنگه هرمز در کنترل ايران قرار بگيرد و يا توسط اين کشور بسته شود، تنها حدود 3 ميليون از 17 ميليون بشکه نفت صادره از اين منطقه مي تواند از طريق خط لوله نفتي بين عربي که حدود 2 هزار کيلومتر طول دارد از طريق خاک عربستان سعودي به درياي سرخ انتقال يابد.با اين وجود هيچگونه راه جايگزيني براي انتقال 18 درصد از گاز طبيعي مايع مصرفي در دنيا که از قطر و امارات متحده عربي صادر مي شود وجود ندارد. در نتيجه بستن تنگه هرمز و يا تحت کنترل گرفتن رفت و آمد در اين تنگه تاثيري جدي بر بازارهاي جهاني انرژي و همين طور بازارهاي آشفته بورس خواهد داشت. در صورت افزايش تنش ها ميان ايران و آمريکا تنگه هرمز مکاني است که نه تنها براي مخالفين بلکه براي تمام دنيا حائز اهميت خواهد بود.

تاریخچه تنگه هرمز

نام تنگه هرمز در نوشته‌های کهن دیده نمی‌شود. هنگام اقتدار بریتانیا در خلیج فارس (1820ـ 1971) نام تنگه هرمز از جزیره هرمز گرفته شد که مهمترین جزیره خلیج فارس به هنگام روی آوردن استعمار اروپایی به منطقه بود.
در سال‌های نخستین قرن دهم - شانزدهم نیروهای كشور پرتغال به فرماندهی آلفونسو آلبوکرک سراسر تنگه را در اختیار گرفتند، جزیره هرمز را تسخیر و حاکم خودمختار هرمز را دست نشانده خود کردند. این دگرگونی بر اهمیت سیاسی و رونق اقتصادی تنگه و جزیره هرمز افزود و حاکمان آن در پناه پرتغالی‌ها توانستند در بخش پهناوری از کرانه‌ها و جزیره‌های خلیج فارس نفوذ یابند.
در آغاز قرن دهم، شاه اسماعیل اول صفوی در ایران حکومت مرکزی تشکیل داد که سرآغاز پایان بخشیدن به استعمار پرتغالی‌ها در خلیج فارس بود. شاه عباس بزرگ در 1030 با همکاری نیروی دریایی بریتانیا، پرتغالی‌ها را در خلیج فارس شکست داد و آنان را در 1031 از جزیره هرمز بیرون راند. به این ترتیب، جزیره و تنگه هرمز و سراسر خلیج فارس دوباره در اختیار ایران قرار گرفت.
نام هرمز بنا بر منابع تاریخی در قدیم «هورموغ» بوده که در گویش بومی لارستانی به معنای نخل است. از سویی این واژه می‌تواند از ترکیب هور+موغ (موغستان) به معنی آبراهه موغستان (ایالت قدیم جنوب ایران یا میناب کنونی)ساخته شده باشد. برخی نیز کلمه هرمز (هورمز) را برگرفته از لغت اهورامزدا می‌دانند.

موقعیت استراتژیک تنگه هرمز

عمده ترین دلیل اهمیت خلیج فارس برای کشورهای غربی به وجود ذخایر عظیم گازی و نفتی در این منطقه باز می گردد. خلیج فارس دارنده بیش از 60 درصد ذخایر اثبات شده نفت جهان است و 30 درصد تجارت جهانی نفت را در اختیار دارد. در سال 2006 کشورهای خلیج فارس(بحرین، ایران، کویت، قطر، عربستان، امارات متحده عربی) در حدود 28 درصد نفت جهان را تولید کردند.
این درحالی است که این کشورها 55 درصد(728 میلیارد بشکه) از ذخایر نفت خام جهان را در مالکیت خود دارند. میزان صادرات کشورهای حاشیه خلیج فارس در سال 2006 روی هم رفته 2/18 میلیون بشکه در روز بود که از این میزان 17 میلیون بشکه آن ازطریق تنگه هرمز (معادل یک پنجم تقاضای جهانی) و الباقی ازطریق خطوط لوله نفتی ترکیه به مدیترانه و از عربستان به دریای سرخ منتقل گردید. در طول سال 2006 عمده واردات نفت آمریکا از خلیج فارس 2/2 میلیون بشکه در روز، معادل 17 درصد کل واردات نفت آمریکا بود.
66 درصد این میزان واردات نفت از عربستان؛ 25 درصد از عراق؛ 8 درصد از کویت؛ و کمتر از 1 درصد از قطر و امارات متحده عربی صورت گرفت. درکل کشورهای حاشیه خلیج فارس حدود 18 درصد واردات نفت خالص (Net Oil Imports) و بطور تقریبی 11 درصد تقاضای نفت آمریکا در سال 2006 را تامین کردند.
اروپای غربی (مشتمل بر کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی OECD) بطور میانگین 8/2 میلیون بشکه در روز واردات نفتی از کشورهای حاشیه خلیج فارس در سال 2006 داشتند که کاهشی کمتر از 1/0 میلیون بشکه در روز نسبت به سال 2005 را شاهد بود. بالاترین سهم صادرات نفت خلیج فارس به اروپای غربی توسط عربستان(44 درصد) انجام شد. همچنین مقدار قابل توجهی از نیاز اروپا توسط ایران (33 درصد)، عراق(13 درصد) و کویت (7 درصد) تامین گردید.
در سال 2006 ژاپن نیز بطور میانگین 4/4 میلیون بشکه در روز واردات نفت از خلیج فارس داشت. تهیه نفت توسط این کشور از خلیج فارس از پائین ترین سطح در سال 1988 یعنی 57 درصد به بالای 83 درصد در سال 2006 رسید.
درحدود 35 درصد واردات نفت این کشور از خلیج فارس در سال 2006 از عربستان سعودی، 29 درصد از امارات متحده عربی، 12 درصد از ایران، 12 درصد از قطر ،10 درصد از کویت و بیش از 1 درصد از بحرین و عراق بود.
آمار و ارقام بازار جهانی نفت نشان می دهند که علی رغم پیشرفت های تکنولوژیک در 20 سال آینده تقاضای ایالات متحده برای نفت بطور مداوم افزایش خواهد یافت. بر این اساس انتظار می رود تقاضای ایالات متحده برای نفت در فاصله سال های 2002 تا 2025 چهل درصد افزایش یابد. این افزایش تقاضا تنها مختص ایالات متحده نیست.
بر طبق پیش بینی آژانس بین المللی انرژی در سال 2002 میزان تقاضای جهانی برای نفت تا سال 2030 به مقدار دو سوم افزایش می یابد و به 17 میلیون بشکه در روز یا سالانه 3/15 میلیارد تن می رسد.
بخش اعظم این تقاضا متعلق به کشورهای درحال توسعه خواهد بود. تقاضای نفت این گروه در دوره مذکور 62 درصد افزایش خواهد یافت. بیشتر نفتی که عموما از تنگه هرمز عبور می کند( حدود 17 میلیون بشکه در روز) به آسیا مخصوصا ژاپن، چین و هند و غرب (از طریق خطوط لوله و کانال سوئز) ارسال می شود.
همچنین جدای از نفت، منطقه خلیج فارس ذخایر عظیم گاز طبیعی (642/2 تریلیون فوت مکعب یعنی 45 درصد کل ذخایر کشف شده) جهان را دارد که سهم ایران از آن 3/15 درصد (8/970 تریلیون فوت مکعب) است.
خط ساحلی ایران در صدور این انرژی ها نقش حیاتی بازی می کند. زیرا تانکرها ونفت کش ها از مسیرهایی عبور می کند که بسیار نزدیک به خاک ایران، جزایر تحت کنترل و پایگاههای نیروی دریایی ما در خلیج فارس است.
این حساسیت بالا و تهدیدهای ایران به انسداد تنگه هرمز در صورت هرگونه حمله نظامی علیه ایران، اکنون یکی از دغدغه های کشورهای پیشرفته صنعتی برای تضمین امنیت صدور انرژی شده است. اگر چه در صورت بسته شدن تنگه هرمز استفاده از مسیرهای جایگزین امکانپذیر است؛ اما این مسیرها طولانی تر و پرهزینه تر هستند.و نمی توان از مردم دنیا خواست که فعلا در مصرف انرژی 40 درصد صرفه جویی کنید. تا شاید ایران دلش به رحم آید. اصلا غیر ممکن است. ایران در صورت حمله به خاکش تنگه هرمز را خواهد بست و ایران نشان داده در تجاوز به خاکش با کسی شوخی ندارد.
در حال حاضر بطور تقریبی روزانه 5 میلیون بشکه با خطوط لوله شرق به غرب از طریق عربستان به بندر ینبع(Yanbu) و گاز مایع طبیعی بقیق- ینبع( Bqaiq-Yanbu) به دریای سرخ منتقل می شود.
توافقاتی برای ساخت خطوط لوله استراتژیک جدید از طریق عمان به بندری در خلیج فارس صورت گرفته است اما همچنان بهترین مسیر حمل نفت از طریق نفت کش است. جدای از تهدیدات ایران آنچه که نگرانی کشورهای منطقه و وارد کنندگان نفت را بیشتر می سازد تحرکات نظامی ایران در دهانه تنگه هرمز می باشد.
ایران حدود 140 گارد ساحلی و قایق گشت زنی(Light Patrol Boats) شامل 11 قایق گشت زنی موشکی کمان کلاس ساخت فرانسه با 2 تا 4 موشک ضد ناو CSS-N4/yj1 دارد. اینها موشک هایی با سوخت جامد، کم ارتفاع، بردی 42 تا 52 کیلومتری و کلاهک های 165 کیلوگرمی هستند که قابلیت گریز از رادار همانند موشک های اگزوسه(Exocet) را دارند و می توانند به هنگام جنگ به کشتی های غیر نظامی، نفت کش ها و تأسیسات نزدیک به ساحل آسیب برسانند.
ایران حتی ممکن است بسیار بیشتر از آنچه ادعا می کند موشک های چینی و روسی پیشرفته داشته باشد. همچنین در حال ساخت موشک های پیشرفته برضد اهداف ثابت و ضد ناو است. ایران در رزمایش پیامبر اعظم 2 موشک فاتح 110، تندر69، کوثر و نور را که موشک هایی از نوع برد کوتاه و ضد کشتی(برد 150 تا 200 کیلومتر) هستند آزمایش کرد.
با توجه به باریکی آبراه خلیج فارس بخصوص در تنگه هرمز که 34 کیلومتر (22 مایل) بیشتر نیست موشک های نور و کوثر قادر به رسیدن به هر هدفی در هر نقطه از آب های خلیج فارس خواهند بود. موشک کوثر گفته می شود قابلیت فرار از رادار و موشک های ضد موشک را دارد و هیچ کشتی جنگی نمی تواند آن را بیابد.
ایران همچنین 20 هزار نیروی دریایی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارد که 5000 نفر از این نیروها تفنگدار دریایی هستند. این شاخه سپاه 10 قایق کشتی مجهز به موشک هودونگ (Hodung) مدل CSS-N-8/C-802N- J2 با قابلیت حمل کلاهک 165 کیلوگرمی و سیستم هدایت اینرسی و نهایت برد 120 کیلومتر دارد.
تهران موشک های ضد موشک CSS-C-3/HY-2/Sea Eeagle/searsukerزمین پایه متحرک را دارد که می تواند به سرعت در سواحل ایران یا جزایر نزدیک به دهانه تنگه هرمز مستقر شود. این سیستم ها بردی حدود 95 تا 100 کیلومتر دارند و قادر هستند کلاهکی بسیار بزرگ را با خود حمل کنند. مشخصه مهم این موشک¬ها سیستم هدایت خودکار آنها می باشد.
سپاه تعداد زیادی قایق های گشت زنی بوقامر Boghammar مجهز به پرتابگرهای موشک، موشک های زمین به هوا و موشک های هدایت شونده ضد زره دارد. سپاه معمولا کشتی های غیر نظامی کوچک و ناوچه ها را در عملیات های غیر متعارف در تمرین های مختلف شامل مین ریزی و تهاجم به تاسیسات دور از ساحل استفاده می کند.
این نیروها که در اکثر بنادر جنوبی و شمالی ایران مستقرند می توانند به سرعت متفرق و در پناهگاهها و سایت های مستحکم پنهان شوند. کشتی های کوچک به سختی می توانند توسط رادار حتی در وضعیت عادی دریا شناسایی شوند و کشتی های غیر نظامی می توانند به آسانی پرچم خود را تغییر دهند و در میان کشتـی های تجاری پنهان شوند.
با وجود همه این تفاسیر کارشناسان نظامی معتقدند که گزینه مسدود کردن تنگه هرمز اگر چه جزء استراتژی های ایران برای مقابله با حمله احتمالی آمریکا می باشد اما گزینه نخست نیست. پیتر بروکز (Brokes Peter)، کارشناس امنیت ملی موسسه تحقیقاتی هریتیج، بر این نظر است که «ایران انبوهی از گزینه ها را در اختیار دارد. از گزینه های سنتی گرفته تا گزینه های غیر متعارف و از موشک گرفته تا حمله به منافع آمریکا در سراسر جهان( همان قضیه پنج شش هزار نفر نیروی شهادت طلب در سراسر دنیا است. این قضیه واقعیت دارد اگر چه مثل تکذیب حمایت های نظامی ما از حزب الله و حماس این یکی را هم وزارت امور خارجه تکذیب می کند.) و امکان استفاده از همه این گزینه ها برای تلافی حمله آمریکا وجود دارد. با اینحال اقتصاد ایران در وضع دشواری قرار دارد و تصور نمی کنم تهران بتواند تنگه هرمز را مسدود کند اما قطعا قادر به غرق کردن حداقل یک نفتکش خواهد بود.» ( البته این ها فقط گمانه زنی های آمریکایی هاست، چرا که یکی از دلایل عدم حمله آمریکا به ایران پیدا نشدن راه حلی برای جایگزینی تنگه هرمز است.)
آنتونی اچ کوردسمن، کارشناس مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل آمریکا، نیز معقتد است ایران نمی تواند برای بیش از چند روز یا دو هفته تنگه هرمز را ببندد تا رفت و آمد کشتی ها و نفتکش ها را متوقف کند اما در مقابل می تواند عبور نفت کش ها را مختل و باعث ایجاد شوک در بازارهای نفت شود.
وی می نویسد:«ایران نمی تواند تنگه هرمز را برای بیش از چند روز یا دو هفته ببندد حتی اگر متمایل باشد تا در این راه همه توان و دارایی خود را فدا کند انتقام های گسترده را تحمل نماید و بالقوه بسیاری از تاسیسات نفتی و درآمد حاصل از صادرات را از دست دهد.
چرا که سوء مدیریت اقتصادی ایران این کشور را شدیدا به مشتقات نفتی، واردات کالا و غذا وابسته ساخته است.» اما با اینحال مقامات نظامی کشورمان انسداد تنگه هرمز برای مدتی طولانی را امری ممکن می دانند که می تواند اقتصاد کشورهای غربی را بواسطه بالا رفتن قیمت نفت فلج نماید. همچنین با بهبود وضعیت ثبات ما در اقتصاد در دو سه سال اخیر دیگر آنقدر ها به واردات وابسته نیستیم.
ایران همواره اعلام داشته است که خواهان صلح، دوستی، مفاهمه و مذاکره با کشورهایی است که به حق ایران درخصوص انرژی هسته ای احترام گذاشته و آن را برسمیت می شناسند.
اما در صورتی که غرب بخواهد از طریق گزینه های نظامی این حق ایران را نادیده بگیرد بالطبع پاسخ ایران قاطع، سریع و به فرموده مقام معظم رهبری دندان شکن خواهد داد. غرب باید توجه داشته باشد که ایران در استراتژی نظامی خود تنها متکی بر گزینه انسداد تنگه هرمز نیست و در دفاع از حقوق خویش از تمامی گزینه ها استفاده خواهد کرد.
ایران بزرگترین و نیرومندترین کشور خلیج فارس است و بیشترین گستره جغرافیایی و مواضع حفاظتی را در این منطقه دارد، به همين دليل تنگه‌هرمز از اهمیت بسیاري برخوردار است و در حقیقت دروازه ارتباطی ایران با جهان و منطقه شمرده می‌شود.
"سيمون هندرسون " از كارشناسان "موسسه واشنگتن براي مطالعه سياست‌هاي خاور نزديك " در گزارش مفصلي به بررسي عواقب هر گونه اقدام نظامي در خليج فارس بعنوان مهمترين منبع توليد انرژي در جهان پرداخته است.
هند رسون در مقاله اي با عنوان «ايران، نفت و غرب» نوشته است: آيا مي‌توان بدون وارد آمدن ضرباتي جدي به اقتصاد و امنيت بين‌المللي به دومين توليد كننده بزرگ نفت اوپك و دومين دارنده ذخاير گاز طبيعي جهان حمله كرد؟ چه كسي مي‌تواند تضمين كند كه در صورت حمله به تاسيسات هسته‌اي ايران غرب بتواند نياز خود به انرژي را به آسودگي از تنگه هرمز تامين كند؟ آيا اسرائيل كه همواره از اقدام نظامي عليه فعاليت‌هاي اتمي تهران صحبت مي‌كند مي‌توانند تضميني براي صدور آزادانه نفت از تنگه هرمز به ساير كشورهاي جهان و يا اعراب صادر كننده نفت در خليج فارس بدهد؛ كشورهايي كه رشد اقتصادشان شديدا به صادرات نفت‌شان وابسته است؟
چگونه مي‌توان كشوري كه استراتژيك‌ترين آبراه بين‌المللي جهان را كنترل مي‌كند، تهديد به اقدام نظامي كرد در حاليكه ناوگان تهديد كننده حاضر در منطقه در صورت آغاز هر جنگي بايد در ابتدا به فكر چاره‌اي براي تامين امنيت خود باشد. در واقع عملي شدن هر گونه تهديدي عليه ايران فارغ از نحوه واكنش تهران تنها يك نتيجه در پي دارد: "به خطر انداختن امنيت انرژي در جهان ".
"سيمون هندرسون " از كارشناسان "موسسه واشنگتن براي مطالعه سياست‌هاي خاور نزديك " در گزارش مفصلي به بررسي عواقب هر گونه اقدام نظامي در خليج فارس بعنوان مهمترين منبع توليد انرژي در جهان پرداخته است.
او در گزارش خود با استناد به اظهارات فرماندهان ارشد نظامي آمريكا مبني بر توان ايران براي مسدود كردن تنگه هرمز هشدار داده است كه هر گونه ماجراجويي نظامي در خليج‌فارس، مادامي كه 40 درصد نفت مورد نياز جهان از تنگه هرمز مي‌گذرد و مسير جايگزيني براي انتقال نفت منطقه به بازارهاي بين‌المللي وجود ندارد تنها منجر به خطر افتادن امنيت انرژي در جهان و سر به فلك كشيدن قيمت‌ها مي‌شود.
هندرسون در ابتداي گزارش خود با استناد به اظهارات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب مبني بر اينكه "اگر آمريكايي‌ها اقدام اشتباهي عليه ايران مرتكب شوند عرضه نفت مطمئنا به خطر مي‌افتد و آمريكائيها قادر به تامين امنيت انرژي در منطقه نخواهند بود " مي‌نويسد: ايران سومين ذخاير نفتي و دومين ذخاير گازي جهان را در اختيار دارد.
از سوي ديگر ايران، دومين كشور بزرگ صادر كننده در سازمان كشورهاي صادر كننده نفت خام (اوپك) و چهارمين توليد كننده نفت خام در عرصه بين‌المللي محسوب مي‌شود. ايران، در همين حال از نظر جغرافيايي و نظامي بر آبراه هرمز كاملا تسلط دارد، آبراهي كه روزانه 40 درصد از نفت خام مورد نياز جهان از آن عبور مي‌كند. به دلايلي كه گفته شد ايران يكي از بازيگران كليدي در اقتصاد انرژي جهاني محسوب مي‌شود.

اهرم انرژي ايران

همانطور كه حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اشاره كرده اند ايران مي‌‌تواند مانع از ادامه يافتن جريان روان صادرات انرژي از خليج‌فارس شود. ايران حتي اگر مرتكب چنين اقدامي نشود در مهربانانه‌ترين حالت مي‌تواند صادرات نفت خود را براي مدتي قطع كند كه چنين اقدامي در نهايت منجر به افزايش شديد قيمت‌ نفت در بازار جهاني انرژي مي‌شود؛ زيرا در وضعيت فعلي تقاضاي جهاني براي انرژي بيشتر از توليد نفت است و اين در حالي است كه ظرفيت مازاد كافي براي جبران خلاء نفت ايران در ميان توليد كنندگان وجود ندارد.
در همين حال ايران مي‌تواند چه مستقيما، از طريق درگيري با ناوگان جنگي آمريكا و متحدان اين كشور كه قصد محافظت از تانكرهاي نفتي را دارند و چه از طريق مجموعه عمليات‌هايي در خشكي، تلاش كشورها براي صادرات انرژي از تنگه هرمز را خنثي كند. چنين اتفاقي (متوقف شدن عرضه نفت از تنگه هرمز) در شرايطي ممكن است تاثيرات مخربي بر بازار جهاني انرژي بر جاي بگذارد كه هيچ مسير جايگزيني براي انتقال نفت توليد شده در اين منطقه به بازار جهاني وجود ندارد. در چنين شرايطي بازار جهاني انرژي نياز مبرمي به تامين نفت و گاز از سوي توليد كنندگان انرژي در بيرون از خليج‌فارس پيدا مي‌كند ولي آنها نيز از ظرفيت مازاد براي تامين چنين حجمي از انرژي (40 درصد نياز روزانه جهان) برخوردار نيستند.
عامل ديگري كه هر گونه اقدام و يا تحريم عليه ايران را تضعيف كرده اين است كه تهران روابط بسيار خوبي با مشتريان نفت و گاز خود و همچنين همسايگانش در زمينه توافقنامه‌هاي همكاري در حوزه انرژي برقرار ساخته است. تهران اين توافقنامه‌ها را به منظور تضعيف هرگونه اجماع ديپلماتيك در تلاش براي تغيير رفتار خود و كم اثر كردن تحريم‌ها و دشوارتر كردن هرگونه اعمال تحريم عليه خود طراحي و اجرا كرده است. در چنين شرايطي كشورهايي كه چه بعنوان خريدار نفت و گاز و چه بعنوان تامين كننده نيازهاي ايران با تهران معامله مي‌كنند مي‌دانند كه مشاركت در هر اقدامي كه بر خلاف منافع تهران باشد، مي‌تواند ضررهاي زيادي به اقتصاد آنها وارد آورد.
قابليت‌هاي كم منطقه‌اي براي مقابله با توان نظامي ايران نيز از ديگر نقاط ضعف در هنگام رويارويي با ايران محسوب مي‌شود. ايران از تاكتيك جنگ‌هاي نامتقارن استفاده مي‌كند. براي مثال از قايق‌هاي جنگي كوچك ولي تندرو استفاده مي‌كند كه هدف قرار دادن آنها بسيار دشوار است. هر چند ناوگان دريايي آمريكا و تعدادي از متحدانش در منطقه مستقر هستند ولي ايران توان ضربه زدن به تاسيسات نفت و گاز، پايانه‌هاي توليد انرژي، ايستگاه‌هاي نمك‌زدايي و تاسيسات نظامي واقع در خشكي را نيز داراست. تهديدات ناشي از فعاليت‌هاي القاعده هر چند سبب شده كه ضريب ايمني تاسيساتي كه بدان‌ها اشاره گرديد تا حدودي افزايش يابد ولي اين تاسيسات هنوز بشدت آسيب‌پذيرند.
هر چند مقامات كاخ سفيد در يكي دو سال گذشته بارها صبحت از تلاش براي كاهش از وابستگي آمريكا به نفت وارداتي از خاورميانه كرده‌اند و سرمايه‌گذاري در زمينه انرژي‌هاي تجديد پذير را آغاز كرده‌اند. ولي هندرسون در ادامه گزارش خود با اشاره به اينكه منطقه خليج‌فارس حتي در چند دهه آينده بعنوان يكي از مراكز استراتژيك براي توليد و عرضه انرژي مورد نياز جهان باقي خواهد ماند، مي‌نويسد: جهان به افزايش ظرفيت توليد و توسعه مسيرهاي جايگزين براي انتقال انرژي نياز دارد ولي پيش‌بيني‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي (IEA) حاكي از آن است كه جهان در چند دهه آينده وابستگي بيشتري به نفت خاورميانه پيدا خواهد كرد.
بر اساس آمارهاي اين سازمان در سال 2006 ميلادي روزانه 16 درصد از نفت مورد نياز جهان از تنگه هرمز عبور كرده و طبق پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته اين رقم در سال 2030 ميلادي به 5/30 درصد افزايش خواهد يافت. در چنين شرايطي استفاده از سوخت‌هاي جايگزين و ساير اقدامات مشابه ظرف 5 سال آينده تنها بخش كوچكي از نياز اين كشور به انرژي را تامين خواهد كرد مگر به اينكه به ناگهان تكنولوژي‌هاي غير منتظره‌اي براي توليد انرژي ابداع شوند! تلاش براي استفاده از سوخت‌هاي نامتعارف براي توليد انرژي در شرايطي صورت مي‌گيرند كه طبق پيش‌بيني مجدد آژانس بين‌المللي انرژي حتي در صورت موفقيت چنين برنامه‌هايي استفاده از انرژي‌هاي نوين تنها 9 درصد از نياز جهان به انرژي تا فرا رسيدن سال 2030 ميلادي را تامين خواهد كرد. به همين دليل يكي از وظايف اساسي نقش رهبري آمريكا در جهان اين است كه با تمام توان خود براي حفظ امنيت عرضه انرژي در تنگه هرمز تلاش نمايد تا جهان بتواند آينده قابل تصوري را براي خود پيش‌بيني كند.
منطقه خليج‌فارس از سال 1970 ميلادي كه توليد مجموع نفت آن از مجموع نفت توليد شده در منطقه آمريكاي لاتين پيشي گرفت مهمترين منبع توليد انرژي در جهان بوده است. در سال 2006 ميلادي كشورهاي منطقه (بحرين، ايران عراق، كويت، عمان، قطر، عربستان سعودي و امارات متحده عربي) 28 درصد از نفت مورد نياز جهان را تامين كردند. اين در حالي است كه 55 درصد از كل ذخاير نفتي جهان در اين منطقه قرار دارد. پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته حاكي از اين است كه تا فرا رسيدن سال 2030 ميلادي روزانه 30 درصد از نفت مورد نياز از تنگه هرمز عبور خواهد كرد. از طرف ديگر كشورهاي منطقه علاوه بر در اختيار داشتن ذخاير نفتي مقدار قابل توجهي از ذخاير گازي جهان را نيز در اختيار دارند. براي مثال ايران بعد از روسيه كه 3/26 درصد از ذخاير گازي جهان را در اختيار دارد با در اختيار داشتن 5/15 درصد از ذخاير گازي جهان دومين كشور بزرگ دارنده گاز جهان محسوب مي‌شود.
در همين حال كشورهاي قطر، عربستان سعودي و امارات متحده عربي نيز هر كدام با در اختيار داشتن 14 - 9/3 و 3/3 درصد ذخاير قابل توجهي از گاز جهان را در اختيار دارند. از همه مهمتر اينكه قطر و امارات سرمايه‌گذاري‌هاي بسيار كلاني را براي تبديل كردن خودشان به صادر كنندگان بزرگ گاز مايع NLG در جهان تبديل كرده‌اند.
بر اساس آمارهاي موجود روزانه 5/3 ميليارد فوت مكعب گاز از طريق تانكرهاي مخصوص حمل LNG از تنگه هرمز به آسيا، اروپا و آمريكاي شمالي صادر مي‌شود. تمامي مسائلي كه به آنها اشاره گرديد در نهايت باعث شده كه خليج‌فارس و حفظ ثبات تنگه هرمز جايگاه ويژه‌اي براي بازار جهاني انرژي پيدا كند.
بيشتر نفت توليد شده كشورهاي حوزه خليج فارس از تنگه هرمز عبور مي‌كند كه تحت سلطه ايران قرار دارد، تنگه‌اي كه خليج‌فارس را به درياي عمان و درياي عربي متصل مي‌كند. در حاليكه 40 درصد نياز روزانه جهان به انرژي از اين آبراه استراتژيك عبور مي‌كند هر گونه قطع احتمالي صادرات نفت باعث خواهد شد كه بحران‌هاي نفتي بزرگي (نظير جنگ شش روزه، جنگ اكتبر و تحريم نفتي اعراب، وقوع انقلاب اسلامي در ايران، آغاز جنگ ايران و عراق، تهاجم عراق به كويت، اعتصاب‌هاي ونزوئلا، وقوع طوفان‌ كاترينا) كه بازار جهاني انرژي بواسطه قطع صادرات نفت در گذشته شاهد آن بوده است در مقايسه با وضعيت امروز ناچيز به نظر برسد. اين موضوع از آن جهت حائز اهميت است كه بخشي از نفت مورد نياز آمريكا، اروپا و بسياري از كشورهاي آسيايي از اين آبراه عبور مي‌كند.
براي مثال تنها سه چهارم نفت مورد نياز ژاپن روزانه از طريق تانكرهاي نفتي از تنگه هرمز عبور مي‌كند؛ تانكرهاي بسيار بزرگي كه هر كدام از آنها مي‌توانند 2 ميليون بشكه نفت خام را در خود ذخيره كنند. ايران علاوه بر اينكه تنگه هرمز را كنترل مي‌كند از طريق پايگاه‌هايي كه در جزايري مثل تنب بزرگ و تنب كوچك و همچنين جزيره ابوموسي در اختيار دارد، تمامي ورود و خروج‌ها به دهانه آبراه هرمز را كنترل مي‌كند.
علاوه بر اين ايران موشك‌هايي در اختيار دارد كه كنترل منطقه خليج‌فارس و درياي عمان را پوشش مي‌دهد كه تمامي اين موارد آسيب‌ پذيري‌هاي تنگه هرمز را در صورت هر اقدامي بر عليه ايران بشدت افزايش مي‌دهد. در همين حال رهبران و فرماندهان عالي‌رتبه نظامي ايران بارها در خصوص پرهيز از ماجراجويي در تنگه هرمز هشدار داده‌اند. سردار "يحيي رحيم صفوي " فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران (IRGC) در تاريخ 15 آگوست سال 2007 ميلادي گفت: "سيستم‌هاي موشكي سطح به درياي ما مي‌توانند به هر نقطه‌اي از خليج فارس و درياي عمان برسند. هيچ كشتي و يا قايقي نمي‌تواند از تنگه هرمز عبور كند بدون اينكه در برد سيستم‌هاي موشكي ما نباشد ".
هندرسون در انتهاي گزارش خود هر چند به تاثيراتي كه مسدود شدن تنگه هرمز بر اقتصاد ايران مي‌گذارد اشاراتي نيز كرده است ولي در نهايت به ايالات متحده آمريكا در خصوص زيان‌هايي كه هر گونه ماجراجويي نظامي در خليج‌فارس براي اقتصاد و امنيت بين‌المللي در پي دارد شديدا هشدار داده است.
او در جمع بندي گزارش خود با اشاره به اينكه آمريكا نبايد تنها به فكر منافع شخصي خود در جهان باشد مي‌نويسد: "آمريكا نسبت به ساير كشورهاي جهان وابستگي كمتري به نفت خليج‌فارس دارد زيرا تنها 35 درصد از نفت مورد نياز خود را از اين منطقه وارد مي‌كند ولي اتحاديه اروپا كه 56 درصد و ژاپن كه 80 درصد از نفت مورد نياز خود را از خليج‌فارس تامين مي‌كنند نسبت به ايالات متحده آسيب‌پذيرترند. به همين علت آمريكا بايد مانع از هر گونه ماجراجويي در اين منطقه حساس جهان شود تا روند صادرات انرژي از اين منطقه بدون هيچ خطري در سلامت كامل ادامه يابد ".
هشدار هندرسون در خصوص عواقب درگيري نظامي در تنگه هرمز در شرايطي صورت مي‌گيرد كه "مايكل كلارك " رئيس موسسه رويال يونايتد سرويس RUSI نيز در اين خصوص مي‌گويد: "در صورت ايجاد تنش در تنگه هرمز، ايران اين تنگه را مسدود نخواهد كرد ولي ناامن كردن اين تنگه بسيار بدتر از بستن آن است چون تانكرهاي بزرگ نفتي ديگر امنيت لازم براي عبور از اين آبراه را نخواهند داشت ".
اظهارات كارشناسان بازار جهاني انرژي در خصوص تلاش براي حفظ امنيت تنگه هرمز و تاثيري كه ثبات در اين منطقه بر بازار جهاني انرژي دارد در شرايطي صورت مي‌گيرد كه بسيار از خبرگزاري‌ها و روزنامه‌هاي بين‌المللي نيز در خصوص هر گونه بي ثباتي در تنگه هرمز هشدار داده‌اند.
در همين ارتباط چندي پيش خبرگزاري آسوشيتدپرس در گزارشي به سران آمريكا هشدار داد: "توانايي ايران در متوقف كردن 40 درصد از تجارت نفت جهان سلاحي است كه احتمالا از موشك‌ها و هر گونه سيستم تسليحاتي كه ايران در اختيار دارد قدرتمندتر است ".
به گزارش بي بي سي ، "پاتريك كلاوسون "پژوهشگر مسائل خاورميانه در موسسه راستگراي خاورنزديك واشنگتن در اين نشست كه روز پنجشنبه برگزار شد، گفت، با توجه به عبور 40 درصد نفت مورد نياز جهان از اين شاهراه حياتي ، اگر اين تنگه براي مدتي طولاني بسته شود، اقتصاد جهاني سقوط خواهد كرد .
تنگه هرمز خليج فارس را به درياي عمان متصل مي كند و عرض تنگه بين 55 تا 95 كيلومتر است.
جزاير قشم و هرمز در اين تنگه قرار دارند و بخاطر عبور نفتكشها از خاورميانه در اين مسير، از اهميت راهبردي و اقتصادي بسياري در جهان برخوردار است.
وي گفت، نظاميان ايران سالهاست براي اين كار آموزش ديده و مانورهاي نظامي متعددي در تنگه هرمز انجام داده اند و آمريكا بايد اين تهديد را جدي بگيرد كه اگر تهران تنگه هرمز را ببندند، واقعه بزرگي رخ خواهد داد.
وي افزود، ايران تداركات زيادي مانند خريد زيردريايي ها و هواپيماهاي پيشرفته براي بستن تنگه هرمز انجام داده و تاكتيك پيچيده اي براي استفاده از 400 قايق كوچك جهت حمله به كشتي هاي بزرگ در خليج فارس اتخاذ كرده كه آمريكا بايد آن را بسيار جدي تلقي كند.
پاتريك كلاوسون گفت، نبايد خود را به جاي ايرانيان قرار داد و ديد كه از نگاه آنها چه كاري عاقلانه تر است، بلكه بهتر است به عملكرد، گفته ها، برنامه ريزيها و مانورهايي كه انجام مي دهند، توجه كرد .
نمايندگان كميته نيروهاي مسلح مجلس نمايندگان آمريكا همچنين از خلاء اطلاعاتي درباره تحولات داخلي ايران ابراز نگراني كردند و خواستار اقدامات بيشتر دولت آمريكا براي درك اوضاع ايران شدند .
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب خطاب به آمريكا گفتند، شما هرگز قادر نيستيد امنيت انرژي را در منطقه تامين كنيد. ما به آرمانها و منافع ملي خود پايبنديم و كسي كه منافع ملي ما را تهديد كند، تندي خشم ملت ايران را خواهد ديد.
به گزارش بي بي سي ، برداشت غالب از اين تهديد، آن است كه در صورت حمله آمريكا به تاسيسات اتمي ايران، اين كشور جريان نفت در خليج فارس را با مشكل مواجه خواهد كرد.
آن اظهارات حتي به طور موقت باعث افزايش بهاي نفت در بازارهاي جهاني شد.
بي بي سي بحران بر سر برنامه اتمي ايران به عنوان چهارمين صادركننده نفت جهان، را از مهمترين عوامل افزايش بهاي نفت در چند ساله اخير معرفي كرد.
یکی دو سال پیش هم فرمانده کل سپاه اعلام کرد سپاه يك سلاح دريايي را آزمايش كرده كه در شعاع بيش از 300 كيلومتري اطراف مرزهاي ايران هيچ شناور و ناو دشمن از آن در امان نبوده و قطعا به قعر آب ها فرستاده خواهد شد.
محمدعلی جعفری در یک نشست خبری تاکید کرده بود بستن تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی راحت خواهد بود.
این مقام نظامی کشور افزود: با توجه به طول ساحل ايران در محدوده تنگه هرمز و وضعيت جغرافياي خاص آن و همچنين ارتفاعات موجود در طول اين ساحل، يك امكان طبيعي را براي ايران به وجود آورده است و با توجه به تجهيزاتي كه نيروهاي مسلح‌مان در اختيار دارند، بستن تنگه هرمز به مدت نامحدود بسيار راحت خواهد بود.
با اعلام این خبر از سوی فرمانده کل سپاه، برخی خبرگزاری های خارجی مانور خبری خود را روی بسته شدن احتمالی تنگه هرمز متمرکز کردند.
رویترز این خبر را به بازار نفت نسبت داد و به نقل از تحلیلگران نظامی اعلام کرد درصورت بسته شدن تنگه هرمز صادرات نفت جهان با اختلال روبه رو خواهد شد.
«اندرو بروکس» از «موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک» اعلام کرد ایران توانایی ایجاد اختلال در خلیج فارس را دارد.
«مهدی ورزی» کارشناس انرژی به رویترز گفت: اگر تنگه هرمز مسدود شود، نرخ بیمه نفتکش ها بسیار بالا و حمل نفت کاهش خواهد یافت.
از سوی دیگر برخی تحلیلگران گفتند ایران می تواند به عنوان آسان ترین گزینه با کمک دوستان خود نیروهای آمریکایی مستقر در عراق را هدف قرار دهد و بدین ترتیب به هرگونه حمله خارجی پاسخ گوید.
با توجه به آنکه نیروهای آمریکایی در بسیاری از کشورهای منطقه خلیج فارس ازجمله بحرین مستقر هستند فرمانده کل سپاه اعلام کرد که نیروهای خارجی در تیررس سلاح های سپاه هستند.
سپاه در رزمایش پیامبر اعظم با پرتاب موشک زیرسطحی «حوت» اعلام کرد ایران و تنها یک کشور دیگر به فناوری ساخت آن دست یافته اند.
خلاصه از بهد استراتژیکی که نگاه کنیم، می بینیم هر وقت بخواهیم می توانیم نه تنها این تنگه را ببندیم، بلکه در راستای استقلال کشور تبدیل به زمین کشاورزی اش بکنیم و در آن گندم هم بکاریم. آمریکا هم برود یه فکری برای خودش بکند.

تنش سپاه با نیروی دریایی آمریکا

فکر می کنم در حدود 2 سال پیش بود که همزمان با سفر بوش به خاور میانه رسانه های آمریکایی به پخش فیلمی که در آن قایق های تندروی گشتی سپاه در تنگه هرمز ناوهای آمریکایی را به حمله تهدید کرده بو.دند، پرداختند. این اقدام همزمان با سفر بوش به منطقه برای جلب نظر اعراب و در واقع ترساندن آنها جهت خرید سلاح از آمریکا صورت گرفت. بعد از این اتهام سپاه فیلم واقعی را پخش کرد و دروغ پردازی آمریکایی ها مشخص شد.

تنگه هرمز آبهاي بين المللي ندارد

روزنامه آسيا تايمز در مقاله‌اي به قلم يکي از تحليلگران خود با قانوني دانستن گشت زني دريايي عادي ايران در تنگه هرمز و رد ادعاي نظاميان آمريکايي مبني بر وقوع اين حادثه ( شایعه تنش بین نیرو های آمریکایی و نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز) در آبهاي بين المللي نوشت در اين تنگه که بين ايران و عمان تقسيم شده آبهاي بين المللي وجود ندارد.
اين روزنامه در مقاله ‌اي به قلم کاوه افراسيابي درباره حادثه تنگه هرمز نوشت : تنش بين دو کشور هنگامي که قايق هاي تندرو سپاه پاسداران ايران در رويدادي با 3 کشتي آمريکايي روبرو شدند، شروع شد که (آمريکايي ها)ادعا مي‌کردند، در آبهاي بين المللي هستند.
نويسنده افزود : البته هيچ آب بين المللي در تنگه هرمز، تنگه‌ اي که بين ايران و عمان تقسيم شده وجود ندارد. فيلم پنتاگون لحظه ‌اي را نشان مي‌دهد که کشتي آمريکايي مي‌گويد ما در آبهاي بين المللي هستيم و هيچ ضرري هم نداريم. به گفته دريادار کاسگريف، کشتي هاي آمريکايي 5 کيلومتر خارج از آبهاي سرزميني ايران بوده‌اند، اما اين با اظهارات مطرح شده در بي سيم که کشتي آمريکايي در حال ترانزيت مطابق حقوق بين المللي است، تناقض دارد.
به نوشته اين روزنامه، با توجه به اينکه تقريباً تمام سه کيلومتر مسير تردد دريايي در تنگه هرمز در آبهاي سرزميني ايران قرار دارد، اعلام کشتي نيروي دريايي آمريکا که در حال عبور ترانزيت است، و به کنوانسيون سال 1982 سازمان ملل متحد درباره حقوق درياها اشاره دارد، به شدت تعجب آور است.
در ادامه اين مطلب آمده است : بوش در سال 2006 کنگره را تشويق کرد با نظر مثبت، الحاق آمريکا به اين کنوانسيون را بررسي کند، اما آمريکا هنوز اين کنوانسيون را تاييد نکرده، که به نظر مي رسد با توجه به مناقشه ايران و آمريکا، احتمالاً مخالفان اين کنوانسيون تشويق شده‌ باشند؛ مخالفاني که مي گويند کنوانسيون مذکور مانع دو اقدام حياتي براي امنيت آمريکا؛جمع آوري اطلاعات و ارسال پيام از آبهاي سرزميني است.
اين نويسنده آسيا تايمز در ادامه مي نويسد: اما واقعيت اين است که آمريکا نمي‌تواند هر کاري که خواست انجام دهد، يعني به اين کنوانسيون براي حق تردد خود توسل بجويد و همزمان محدوديتهاي تحميل شده در آن – به نفع ايران- را ناديده بگيرد.
نويسنده در ادامه محدوديتهايي را به شرح زير بر شمرده که در اين کنوانسيون وجود دارد و چند نکته از رويداد تنگه هرمز را به اي شيوه مورد توجه قرار داده است:
- براساس بند 39 کنوانسيون مذکور (UNCLOS ) درباره وظايف کشتي ها در خلال ترانزيت، عبور کشتي‌هاي آمريکايي بايد بدون تاخير صورت پذيرد و کشتي‌هاي مذکور : "بايد از هرگونه تهديد به استفاده از زور عليه حاکميت، همگرايي سرزمين و يا استقلال سياسي کشور مرزي تنگه، خودداري نمايند".
- براساس بند 40: در خلال عبور ترانزيت، کشتي هاي خارجي نبايد هيچ تحقيقات و فعاليت تجسسي بدون مجوز قبلي کشور مرزي تنگه انجام دهند. گرچه نيروي دريايي آمريکا رسماً تاييد کرده است که فعاليتهاي صوتي در منطقه براي شناسايي ساير کشتي‌ها انجام مي‌دهد که مغاير با حقوق بين الملل است.
- فيلم پنتاگون نشان مي‌دهد که يک فروند هليکوپتر آمريکايي بر بالاي کشتي‌هاي آمريکايي در حال پرواز است، چيزي که کاملاً با بند 19 کنوانسيون مذکور تناقض دارد که پرواز، فرود و يا به همراه داشتن هرگونه هواپيمايي در عرشه را در خلال ترانزيت به صراحت منع مي کند.
- بند 19 درباره عبور بي ضرر مي‌گويد: عبور تا زماني بي ضرر است که مضر به صلح، نظم جاري و يا امنيت کشور ساحلي نباشد و اين يعني منع هرگونه اقدام مسلحانه از هرنوع و يا ايجاد هرگونه آلودگي جدي و مضر.
به عبارت ديگر،کشتي‌هاي آمريکايي درحال ترانزيت در تنگه هرمز،بايد به عنوان کشتي غيرجنگي عمل کنند براساس کنوانسيون آنها بايد"به طور موقت خود را از وضعيت مسلحانه خارج کنند." و "هرگونه شليک هشدار" که توسط کشتي‌هاي آمريکايي به سمت قايقهاي ايراني انجام شود؛ براساس حقوق بين الملل، نقض حقوق ايران است. چنين چيزي مي‌تواند سبب شود که ايران حق ترانزيت کشتي‌هاي جنگي آمريکا در تنگه هرمز را به طور موقت به حال تعليق در آورد. موضوع مي‌تواند به لحاظ فني توسط ايران در مراجع بين المللي تحت تعقيب قرار گيرد.
- براساس بند 25 کنوانسيون مذکور، کشور ساحلي مي‌تواند گامهاي ضروري در آبهاي سرزميني‌اش براي ممانعت از عبوري که بي ضرر نيست، بردارد... براين اساس، کشور ساحلي مي‌تواند به طور موقت در مناطق خاص از درياي سرزميني خود، حق عبور بي ضرر کشتي‌هاي خارجي را به حال تعليق در آورد؛ اگر اين تعليق براي حفاظت از امنيت آن ضروري باشد و از جمله اقدام مسلحانه انجام دهد.
- براساس بند 30 اگر هر کشتي جنگي از قانون و مقررات کشور ساحلي درباره عبور از آبهاي ساحلي آن تبعيت نکند و يا هرگونه تقاضاي همکاري را رد کند، کشور ساحلي مي‌تواند آن را وادار به ترک فوري آبهاي سرزميني‌اش نمايد.
- براساس بند 42 کنوانسيون، کشورهاي ساحلي تنگه‌ها، مي‌توانند قواعد و مقررات مربوط به عبور ترانزيت را طراحي کنند و کشتي‌هاي خارجي بايد از اين قوانين و مقررات متابعت کنند. قانون دريانوردي سال 1993 ايران مي‌گويد که در آبهاي سرزميني ايران، زيردريايي‌ها و ساير ابزارهاي زير آبي ملزم به حرکت در سطح و برافراشتن پرچم خود هستند، اما نيروهاي دريايي آمريکا با نقض حقوق بين الملل و قانون ايران، تاکنون از روي آب آمدن زيردريايي‌هاي خود به هنگام عبور از اين تنگه اجتناب کرده‌ و به همين دليل تنگه هرمز اکنون تبديل به پرمخاطره‌ترين منبع تنش و درگيري بين ايران و آمريکا شده است.
به گزارش مهر، مقامهاي وزارت دفاع آمريکا(پنتاگون) ادعا کرده بودند قايقهاي تندروي ايران صبح روز يکشنبه 16 دي ماه به صورت گروهي به سه ناو آمريکا در تنگه هرمز نزديک شدند و پيامي راديويي مبني بر منهدم کردن آنها مخابره کردند.
يک مقام آمريکايي ناشناس نيز ادعا کرد بود که نيروهاي ايالات متحده به سبب اين اقدام تحريک آميز قايقهاي ايراني، در آستانه گشودن آتش به سوي آنها بودند که آنها مسير خود را کج کرده و دور شده اند.
هياهوي جديد آمريکايي درباره گشت زني عادي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در آبهاي خليج فارس و تنگه هرمز، درحالي صورت مي گيرد که سيد محمد علي حسيني سخنگوي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران، اقدام صورت گرفته درباره يک کشتي آمريکايي را يک مسئله عادي توصيف کرد که به گفته وي گاهي براي هر يک از طرفين اتفاق مي افتد به طوري که دو طرف پس از اينکه همديگر را شناخته اند، قضيه حل و رفع شده است.

تنگه هرمز 2

مسئولان امارات در حال بررسي طرح ساخت كانالي با هزينه دويست ميليارد دلار براي انتقال نفت در مسيري انحرافي از تنگه هرمز هستند.
اين كانال که يكصد و دوازده مايل طول خواهد داشت، تانكرهاي نفتي را قادر خواهد ساخت تنگه هرمز را دور بزنند و از مسيري فرعي وارد اقيانوس هند شوند. آبراه جدید قرار است بندر فوجیره را با عبور از کوه‏های حجر به اقیانوس هند متصل کند.
در حال حاضر، انتقال 17 میلیون بشکه نفت معادل چهل درصد از حمل و نقل محموله هاي نفتي جهان از تنگه هرمز صورت مي‏گيرد.
اجرای این پروژه آن گونه که در ابتدا به نظر می‏رسد، آسان نیست چرا که بايد به گونه اي اجرا شود كه تانكرهاي نفتي با وزني بيش از 300 هزار تن بتوانند از اين كانال كه در مناطق كوهستاني دبي احداث مي شوند عبور كنند و وارد اقيانوس هند شوند. یک مقام رسمی در این باره به روزنامه داو جونز گفته است که مطالعات متعددی ارایه شده است، اما هنوز این چیز قطعی نیست.
بعضی اوقات کارهای موفق که با استقبال عمومی زیاد مواجه میشوند افراد رو وسوسه می کنند تا کار مورداستقبال رو به نحو دیگری تکرار کنند یا به صورت دیگری ادامه دهند. قسمتهای دوم و سوم فیلم ماتریکس و مرد عنکبوتی از این جمله اند و بعضی ها هم به فکر راه اندازی اینترنت 2 هستند.
اما این مساله به عرصه جغرافیای استراتژیک هم وارد شده تا آنجا که مسئولان امارات در حال بررسی طرح ساخت كانالی با نام تنگه هرمز2 هستند. كانال مذكور در صورت تحقق این امكان را به نفتكشها خواهد داد تا بدون عبور از تنگه هرمز نفت خود را از طریق آبهای بین المللی صادر كنند.این آبراه 112 مایلی قرار است بندر فوجیره را با عبور از کوه‏های حجر به اقیانوس هند متصل کند.

كارشناسان معتقدند طرح تنگه هرمز 2 حتی اگر به مرحله اجرا دربیاید نمی تواند چندان در این زمینه موثر باشد و این در حالی است كه هزینه سرسام آور و پیچیدگی پروژه، تصمیم گیری نهایی در خصوص آن را با اشکال مواجه کرده است .
مسئولان امارتی در حال حاضر قصد دارند یک خط لوله در عرض کشور امارات قرار دهند تا مجبور نباشند همه نفت خود را از طریق پایانه های نفتی خلیج فارس و در نتیجه تنگه هرمز صادر کنند. این خط لوله که در سال 2011 اولین محموله را به نفتکش ها تحویل خواهد داد، قادر خواهد بود که روزانه حدود یک و نیم میلیون بشکه نفت را جابجا کند. این رقم نه تنها در برابر 17 میلیون بشکه نفت عبوری از تنگه هرمز نا چیز است بلکه حتی شامل همه نفت صادراتی امارات هم نمی شود. این یک و نیم میلیون بشکه 70 درصد نفت امارات را تشکیل می دهد. این خط لوله تنها وابستگی امارات را به تنگه هرمز کم می کند.